ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1087

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

درخت و گياه و خلاصه از غير مادهء مخصوص آن . چنان كه ساحران فرعون دربارهء ريسمانها و عصاها انجام دادند [ 1 ] . و چنان كه از ساحران سياه پوست و هنديان در اقصاى جنوب و ساحران ترك در اقصاى شمال نقل مىكنند كه ايشان با قوهء افسونگرى بنزول باران و جز آن دست مىيازند . و چون كيمياگرى هم عبارت از ساختن زر از چيزى بجز مادهء مخصوص آن است از اين رو بايد آن را از قبيل ساحرى دانست . و كسانى كه در اين باره ببحث پرداخته‌اند از حكماى نامدار مانند جابر و مسلمه ، و ديگر كسانى كه پيش از آنان گفتگو كرده و از حكماى ملتهاى گذشته بوده‌اند نيز همين مقصد را دنبال مىكرده‌اند . و آنها از بيم انكار شرايع بر سحر و انواع آن ، سخنان خود را به صورت لغز و معما در آورده‌اند نه اينكه ابهام گوئى آنان بر حسب عقيدهء آنان كه در اين باره بتحقيق نپرداخته‌اند نتيجهء بخل و صنّت بدين فن بوده است . و اينكه مسلمهء كتاب خويش را در اين باره « رتبة الحكيم » و كتاب ديگر خود را دربارهء سحر و طلسمات « غاية الحكيم » ناميده است خود اشاره به عموميت موضوع كتاب « الغاية » و خصوصيت موضوع ديگرى است ، زيرا غايت برتر از رتبه است چنان كه گويى سبب مسائل كتاب « رتبه » برخى از مسائل كتاب « غاية » است يا در موضوعات با كتاب غاية مشاركت دارد . و اينكه مؤلف در هر دو فن گفتگو كرده دليل بر اثبات گفتار ماست ، و ما در فصول آيندهء غلط بودن نظريات كسانى را كه مىپندارند مشاعر و ادراكات اين امر بوسيلهء صناعت طبيعى است بيان خواهيم كرد و خدا داناى آگاه است . [ 2 ] فصل 25 در ابطال فلسفه و فساد كسانى كه در آن ممارست ميكنند اين فصل و فصول ما بعد آن با اهميت است ، زيرا اين گونه دانشها « فلسفه و نجوم

--> [ 1 - ) ] يعنى آنها را به مار تبديل كردند . [ 2 - ) ] س : 6 ( انعام ) آ : 18